واینک عشقمان یکساله شد . . .
روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت . امروز ثانیه ها نام تو رافریادمیزنند. و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمیکنم . عزیزتر ازجانم سالروزمیلادت مبارک
سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توست
آمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردی
تنها ستاره ی آسمان دلم تولدت مبارک 
امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت
قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت
فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک . . .
هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی
بهانه زندگیم تولدت مبارک 
پسرمان امروز یکساله شد
یک سال از عمر پسرکمان گذشت، اما چه سال پربرکتی!
این سال بر ما با چهار فصل گذشت !
پاییز و زمستان وبهار وتابستان
چهار فصلی که با خود هم سرما داشتند و هم گرما
در بهارش طعم میوه عشقمان را چشیدیم و در پاییزش برگریزان دلتنگیهایمان را دیدیم
من اهل زمستانم اماعاشق بودن هدیه مرداد است به من و عاشق ماندن هدیه آذر
و حالا در آستانه اتمام یکسالگی پسرکمان، پائیز نیزرو به پایان است
سالی که گذشت برای ما سال آمدن یک مسافر بهشتی به زندگیمان بود که با آمدنش رنگ و بوی
تازه ای به محفلمان بخشید
و سال و سالهای در پیش رو، با وجود او، نگاهش، خنده اش، شادی اش، وقد کشیدن و بزرگ شدنش
برایمان زیباتر و پرمعناتر از قبل خواهد بود (ان شا الله). واما محرم . . . . .
این ماه برای ما یک سرآغاز است،
نه فقط سر آغازی برسال جدید و یا آغاز ایام عزاداری سالار شهیدان،
بلکه سر آغازی بر تحول بزرگ زندگیمان، فرزند دار شدنمان
چرا که روزهای اندیشیدن ما به او،
روزهای بودنِ او،
و روز اثباتِ بودن او
همه و همه از آنِ محرمند.
آرین ما اهل محرم است،


واینک عشقمان یکساله شد . . .
